previous pauseresume next

ضرورت پيشگيري از بيماري هاي غيرواگير

 

چشم انداز جهاني بيماري هاي غيرواگير

در چند دهه اخير، تغييرات اقتصادي- فرهنگي در كشور هاي با درآمد كم و متوسط با تغييرات سريع اجتماعي همراه بوده است. به موازات فوايد بهبود وضعيت اقتصادي بر ارتقاء سلامت جامعه، روند رو به رشد بيماري هاي مزمن غيرواگير و عوارض ناشي از آن چنين جوامعي را در معرض تهديد قرار داده است.

 

بيماري هاي ناشي از شيوه زندگي

اين قبيل بيماري هاي مزمن،گروهي از بيماري هاي داراي عوامل خطرزاي مشترك هستند كه حاصل شيوه نامطلوب زندگي از جمله تغذيه ناسالم، مصرف سيگار،بي تحركي و تنش هاي عصبي است.

هر چند زمينه ژنتيكي براي بيماري هاي مزمن مطرح هستند ولي نشان داده شده عوامل مرتبط با شيوه زندگي و عوامل محيطي نقش بسيار مهم تري نسبت به عوامل وراثتي دارند.

عوامل خطر زاي عمده اين بيماري هاي مزمن شامل بالا بودن فشار خون، مصرف دخانيات،اختلالات چربي خون،ديابت و چاقي است.سكته هاي مغزي ، حملات قلبي، پوكي استخوان ، بيماري هاي بد خيم مرتبط هستند كه بيماري هاي غير واگير يا بيماري هاي تحليل برنده هم ناميده ميشوند.

 

چشم انداز جهاني بيماري هاي مزمن

پيش بيني مي شود كه از سال۱۹۹۰ تا ۲۰۲۰ ميلادي ، مرگ و مير ناشي از بيماري هاي غيرواگير به ميزان ۷۷ درصد افزايش خواهد يافت كه بيشترين موارد آن در كشور هاي در حال رشد خواهد بود.

بر اساس يافته سازمان بهداشت جهاني، مداخلات در جهت اصلاح شيوه زندگي و پيشگيري از بيماري هاي غيرواگير براي كشور هاي در حال توسعه از ضرورت ويژه اي برخوردار است، بديهي است كه چنين مداخلاتي بايد با منابع محدود مالي چنين جوامعي متناسب باشد.

 

تغيير الگوي بيماري ها در جهان

با پيشرفت در امر بهداشت و افزايش سطح پوشش ايمن سازي بر عليه بسياري بيماري هاي واگيردار در چند دهه اخير، كشور هاي توسعه يافته و صنعتي توانسته اند در نيمه اول قرن بيستم بيماري هاي عفوني و كمبود هاي مواد مغذي را تحت كنترل درآورند ولي در نيمه دوم اين قرن با روند رو به رشد بيماري هاي مزمن غيرواگير از قبيل بيماري هاي قلبي، سكته مغزي، ديابت، پوكي استخوان، پرفشاري خون، بيماري هاي بدخيم و چاقي مواجه شده اند.

 

بيماري هاي قلبي عروقي

براساس آمارهاي سازمان بهداشت جهاني، بيماري هاي قلبي عروقي ناشي از تصلب شرائين سرخرگ هاي كرونر قلب در رده اول علل مرگ و مير در سراسر جهان در آمده اند. در سال۱۹۶۰ ميلادي، بيش از ۶۰ درصد از علل مرگ در جهان، در كشور هاي در حال توسعه و ۱۵ درصد ديگر در كشور هاي اروپايي شرقي كه دستخوش تغييرات شديد وضعيت اقتصادي بوده اند، رخ داده كه به طور عمده به دليل بيماري هاي قلب و دستگاه گردش خون بوده است.

 

ديابت

 آمار هاي سازمان بهداشت جهاني و فدراسيون بين المللي ديابت بيانگر افزايش سريع فراواني ديابت حتي در سنين پائين بوده اند اين مشكل بيشتر گريبانگير كشور هاي در حال توسعه است.

پيش بيني شده كه مقدار مبتلايان به ديابت در جهان از ۱۹۴ ميليون نفر در سال ۲۰۰۳ به۳۳۰ ميليون نفر در سال ۲۰۳۰ خواهد بود. مسئله حائز اهميت ديگر سن ابتلا به بيماري است كه در كشور هاي در حال توسعه معمولاً اين بيماري در سنين بالا و پس از سن بازنشستگي رخ مي دهد در حالي كه در كشور هاي در حال توسعه بيماري بيشتر گريبانگير افراد ۳۵تا۶۴ ساله مي شود كه علاوه بر عوارض بيماري، باعث از كار افتادگي ايشان و بار اقتصادي بر جامعه خواهد شد.

هرچند مرگ و مير زودرس ناشي از ديابت و بيماري ايدز برابر هستند اما جوامع مختلف هنوز اهمیت كافي براي اين امر قائل نشده و توجه لازم به امر پيشگيري از آن نداشته اند.

مطالعات انجام شده در كشور هاي مختلف نشان داده كه ديابت بار اقتصادي عمده اي بر جوامع تحمل مي كند و به طور متوسط ۵/۲تا۱۵ درصد كل هزينه هاي بهداشتي كشور ها را به خود اختصاص مي دهد. بر اساس بر آورد هاي فعلي، مخارج صرف شده براي افراد ۷۹-۲۰ ساله مبتلا به  ديابت در جهان در حال حاضر متجاوز از ميلياردها دلار است كه پيش بيني مي شود تا سال ۲۰۲۵ تا دو برابر افزايش يابد اين بار اقتصادي بيشتر بر جوامع در حال توسعه تحميل ميشود.

 

بيماري هاي بدخيم

در سال ۲۰۰۰ميلاري بيش از ۱۰ميليون مورد جديد تيماري بدخيم و ۷ ميليون مورد مرگ ناشي از اين بيماري در سراسر جهان گزارش شده است كه ۵۳% موارد بروز و ۵۶% موارد مرگ و مير آن مربوط به كشور هاي در حال توسعه بوده است. از سال ۱۹۹۰تا۲۰۰۰ بروز و مرگ و مير  ناشي از اين بيماري ها سالانه۴/۲ درصد افزايش داشته است.

 بر اساس پيش بيني هاي موجود بين سال هاي ۲۰۰۰تا۲۰۲۰ ، بروز بيماري هاي بدخيم در كشور هاي توسعه يافته به ميزان ۲۹% و در كشور هاي در حال توسعه به ميزان ۷۳% افزايش خواهد يافت . معمولاً به موازات صنعتي شدن جوامع، بروز بيماي هاي بدخيم ريه، روده بزرگ ركتوم، پستان و پروستات رو به افزايش و بيماري هاي بدخيم معده رو به كاهش مي گذارد.

 

بيماري هاي مزمن دستگاه تنفس

اين دسته بيماري ها به ويژه بيماري هاي مزمن انسدادي ريه (COPD) و آسم در كشور هاي مختلف رو به افزايش گذاشته اند و ۱۵ درصد از بار بيماري هاي جهاني را تشكيل مي دهند. در سال ۲۰۰۰ ميلادي،۶۰۰ ميليون نفر در جهان از COPDرنج مي بردند كه ۵/۲ ميليون مورد مرگ و مير هم به دنبال داشته است. پيش بيني مي شود كه تا سال۲۰۲۰،COPD به صورت سومين عامل شايع مرگ و مير در جهان درآيد.

 

عوامل خطرزاي بيماري هاي غيرواگير

 

۱-تغييرات شيوه زندگي

تغيير سبك زندگي در كشورهاي در حال توسعه، رژيم غذايي معمول را به شدت تحت تأثير قرار داده و باعث گرايش مردم به غذا هاي چرب و با منشأحيواني به جاي غذاهاي سنتي اين جوامع شده است. رژيم غذايي جديد اين كشورها سرشار از انواع چربي اشباع (مانند انواع روغن جامد)،،كلسترول و مواد قندي است كه به شدت بر خطر ابتلا به بيماري هاي غير واگير مي افزايد. به عنوان مثل،امروزه فراواني ديابت در نواحي شهري هندوستان ده برابر نواحي روستايي است زيرا رژيم غذايي شهر نشينان به نحوي تغيير يافته كه انرژي دريافتي روزانه ايشان از انواع چربي ها  و روغن ها تأمين مي شود و ميزان دريافت روزانه غلات ايشان به ميزان ۳۰ درصد كمتر از ساكنين نواحي روستايي شده است.

 

پژوهش هاي گوناگون نشان داده اند رژيم غذايي سرشار از چربي هاي اشباع و فاقد مقادير كافي غذا هاي گياهي يك عامل خطرزاي شناخته شده براي تصلب شرائين، بيماري هاي عروق كرونر، پرفشاري خون و تعداد زيادي از بيماري هاي بدخيم است به علاوه چنين رژيم غذايي با بروز چاقي هم ارتباط دارد. در جوامع شهري كه زندگي بدون تحرك برقرار است، چنين الگوي غذايي باعث بروز مشكلات بيشتري خواهد شد.مطالعات گوناگون نشان داده كه تا ۸۰ درصد موارد بيماري هاي عروق كرونر و تا ۹۰ درصد موارد ديابت نوع دوم از طريق اصلاح شيوه زندگي قابل پيشگيري هستند.

باپيروي از شيوه تغذيه سالم، حفظ وزن طبيعي و فعاليت جسمي مداوم مي توان خطر ابتلا به بيماري هاي بدخيم را به ميزان ۳۰ درصد كاهش داد.

 

۲-مصرف دخانيات

امروزه حدود۱/۲بيليون نفر در جهان دخانيات مصرف مي كنند كه ۸۰ درصد ايشان در كشور هاي كم درآمد زندگي مي كنند. در سال ۲۰۰۰ميلادي ،۵ ميليون مورد مرگ و مير ناشي از مصرف دخانيات در كشور هاي در حال توسعه رخ داده است. مصرف دخانيات مهم ترين عامل قابل پيشگيري بيماري هاي غير واگير است كه باعث افزايش مرگ و مير در اثر سكته هاي قلبي و مغزي و افزايش احتمال ابتلا به بسياري بيماري هاي بدخيم مي شود. مصرف دخانيات احتمال ابتلا به سرطان ريه را ۲۰تا ۳۰ درصد افزايش مي دهد و نزديك به ۸۰ تا ۹۰ درصد بيماري هاي بدخيم مري، حنجره و حفر‌‌‌ه دهاني در اثر مصرف دخانيات و الكل است.

در سال ۱۹۹۵ميلادي، يك سوم وارد مرگ و مير ناشي از بيماري هاي بدخيم در كشورهاي در حال توسعه مربوط به مصرف دخانيات بوده است.

 

۳-اضافه وزن و  چاقي

اضافه وزن و چاقي به نوبه خود بر ساير عوامل خطرزاي بيماري هاي غيرواگير تأثير مي گذارد و به عنوان مثال باعث اختلالات قند خون از طريق مقاومت به انسولين ، بالا رفتن فشار خون و كلسترول خون مي شوند؛ همچنين باعث افزايش احتمال ابتلا به ديابت و بسياري انواع بيماري هاي بدخيم مي شوند. در جهان۱/۲بيليون نفر دراي اضافه وزن هستند كه ۳۰۰يليون نفر آنها دچار چاقي مي باشند.

بر اساس بيانيه انجمن بين المللي چاقي و سازمان بهداشت جهاني در نزديك به ۶۰ درصد موارد، بروز ديابت با اضافه وزن و چاقي ارتباط دارد. با توجه به اينكه بر اساس آمارهاي موجود بيش از ۶۰ درصد مردم جهان فعاليت جسمي كافي ندارند، روند اين اختلالات وزن به طور روزافزون رو به افزايش خواهد گذاشت.

 

۴-الكل

در طي سال هاي گذشته مصرف الكل در بسياري كشور ها افزايش يافته است كه بيشترين مورد آن مربوط به كشور هاي در حال توسعه بوده است. در سال۲۰۰۰، الكل عامل نزديك به ۲ميليون مورد مرگ و مير در جهان بوده كه ۴درصد بار بيماري ها را به خود اختصاص مي داده است. به علاوه الكل عامل بروز به خود اختصاص مي داده است. به علاوه الكل عامل بروز۲۰تا۳۰ درصد موارد بيماري هاي بدخيم مري، بيماري هاي كبدي، صرع، سوانح و تصادفات است.

چه راهكاري بايد انديشيد؟

پس از سال ها تجربه در كشور هاي وسعه يافته، مشخص شد كه پيشگيري از بيماري هاي غير واگير به مراتب مؤثرتر و مقرون به صرفه تر از درمان اين بيماري هاست. همانگونه كه در شكل ۴-۱ نشان داده شده پيشگيري و درمان بيماري هاي مزمن، دو كفه ترازوي كنترل بيماري هاي مزمن هستند كه هر دو با بهداشت جامعه مرتبط هستند و بديهي است كه همانند ساير موارد پيشگيري مقدم بر درمان است. كشور هاي در حال توسعه از جمله نواحي چين، آمريكاي لاتين، جنوب آسيا، خاورميانه و آفريقا هنوز در حال كسب جربه در اين زمينه هستند چرا كه در اين قبيل جوامع ، از يك سو هنوز ميزان مرگ و مير شير خواران و كودكان، كمبود ريز مغذي ها و بيماري هاي عفوني از شيوع قابل توجهي برخوردار است و از سوي ديگر تغيير شيوه زندگي اين جوامع را در معرض خطر همه گيري بيماري هاي غير واگير قرار داده است.

از آنجا كه بيماري هاي مزمن سنين بزرگسالي به طور عمده از اوايل عمر منشا مي گيرند، با اصلاح بنيادي الگوي غذايي و شيوه زندگي در چنين كشور هايي مي توان با تأمين تغذيه مناسب براي مادر و شير خوار هم از بار بيماري هاي ناشي از فقر اقتصادي كاست، همه به پيشگيري از بيماري هاي مزمن سنين بعدي  و برقراري عادات  مادام العمر پيروي از الگوي غذايي سالم و تحرك كافي كمك كرد. بديهي است هر چه اين قبيل اقدامات در سن پايين تري شروع شده باشند، فوايد كوتاه مدت و دراز مدت بيشتري دربر خواهند داشت. در سال هاي اخير توجه زياري به پيشگيري ابتدايي و اوليه عوامل خطر رفتاري و بيولوژيك بيماري هاي مزمن بزرگسالي معطوف شده است زيرا:

۱-شواهد متقاعد كننده اي مبني بر شروع روند بيماري هاي غيرواگير در دوران كودكان شكل گرفته و تا سنين بزرگسالي پايدار مي ماند.

۲-عوامل خطر رفتاري و بيولوژيك مرتبط با بيماري هاي غير واگير در دوران كودكي شكل گرفته و تا سنين بزرگسالي پايدار مي ماند.

۳-عوامل خطرزاي متعددي از جمله چاقي اختلالات چربي خون و بالا بودن فشار خون از دوران كودكي و نو جواني تا بزرگسالي تداوم يافته و با بروز بيماري ها در سنين بعدي ارتباط دارد.

۴-يافته هاي مطالعات گوناگون در مورد روند به سرعت رو به افزايش اضافه وزن و بي تحركي و همچنين گرايش به مواد مغذي پركالري و كم ارزش از نظر غذايي هشدار داده اند.

۵-تراكم توده استخواني در دوران كودكي و نو جواني تكامل يافته و با پيشگيري از پوكي استخوان در سنين بعدي ارتباط دارد.

۶-بيشتر عوامل خطرزاي بيماري هاي غير واگير از سنين كودكي قابل پيشگيري و كنترل هستند.

نشان داده شده كه عادات غذايي الگوي فعاليت جسمي و رفتار هاي مرتبط با مصرف دخانيات از سنين پايين شكل گرفته تا حدود ۱۸ ساگي تثبيت شده و در طول سال هاي بعدي عمر پايدار مي ماند، لذا توصيه مي شود قبل از تثبيت اين عادات و در نتيجه تغيير عادات شكل گرفته اقدامات لازم براي پيروي از اصول شيوه سالم زندگي به مرحله اجرا در آيد چرا كه تلاش هاي بعدي در جهت تغيير ادت هاي تثبيت شده بسيار مشكل و چه بسا غير ممكن خواهد بود.

عادات نامطلوب جاري در شيوه زندگي كودكان و نوجوانان جامعه ما، علاوه بر اينكه تهديدي براي سلامتي اين گروه سني آسيب پذير تلقي ميشود ، كشور ما را در معرض خطر اپيدمي بيماري هاي غير واگير در طي دو دهه آينده قرار داده است. پيروي از شيوه زندگي سالم مي تواند به كاهش خطر بيماري هاي غير واگير از جمله بيماري هاي قلبي عروقي ،ديابت ، پوكي استخوان و برخي سرطان ها كمك كند. بنابر اين لزوم مداخلات بنيادي وسيع جهت آموزش دست اندركاران بهداشت و سلامت كودكان و نو جوانان و همچنين آموزش خانواده ها با اصول صحيح شيوه زندگي سالم و فراهم آوردن امكانات مناسب عملي در اين راستا مشخص مي شود. از سوي ديگر با توجه به اينكه فرزندان بهترين پيام رسان براي والدين هستند، آموزش كودكان و نو جوانان علاوه بر مفيد بودن براي اين گروه سني آسيب پذير خواهد توانست به اصلاح شيوة زندگي خانواده نيزكمك كند.

در سال هاي اخير اهميت پيشگيري بيماري هاي مزمن از اوايل عمر بيش از پيش روشن شده است به نحوي كه سخن ارسطو در ۳۸۴ سال قبل از ميلاد مسيح مبني بر اين كه چگونگي شكل گيري عادت ها از اوايل عمر زمينه ساز تمام تفاوت ها در سنين بعدي است.

(Good habits formed at youth make all the difference)

در سال ۲۰۰۴ ميلادي به عنوان شعار فدراسيون جهاني قلب درآمده كه چنين مطرح ميكند: مؤثرترين راهكار پيشگيري از بيماري هاي مزمن سنين بزرگسالي آموزش شيوه سالم زندگي به كودكان و نوجوانان است.